شب یلدا مبارک

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام
کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست
مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام
در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق
فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل
خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود
سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز


