آذربایجان شرقی(روستای کندوان)

آذربایجان شرقی تبریز (روستای کندوان)

کندوان در 50 كيلومتري جنوب غربي تبريز؛ يكي از روستاهاي دهستان سهند مي باشد كه در 18 كيلومتري جنوب اسكو، در دامنه سرسبز سلطان داغي واقع شده است. اين روستا طبق سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375، 137 خانوار و 750 نفر جمعيت دارد كه به كار كشاورزي و دامداري و صنايع دستي اشتغال دارند. آنچه به كندوان هويت باستاني داده وجود 117 خانوار و منزل مسكوني در درون توده هاي مخروطي و هرمي شكل صخره اي است. روستاييان كندوان داخل اين توده ها براي خود خانه مسكوني، آغل، انبار و كارگاه ايجاد كرده اند. معماري صخره اي، حاكي از صحنه هاي مبارزه و جدال انسان با طبيعت و در خدمت گرفتن صخره هاي طبيعی است. در معماري معمولي، به وسيله مصالح ساختماني گچ، آهك و خشت، هيئت اصلي بنا را به وجود می آورند، در صورتي كه در معماري صخره‏اي فضاي مورد نظر در درون توده سنگ هويدا مي گردد و سنگ، مانند كالبدي، قشري مستحكم در اطراف اين فضا ايجاد ميکند .

در اثر فعل و انفعالات آتشفشاني كوه هاي سهند؛ منظره‏اي در يكي از خوش آب و هواترين نقاط ايران ايجاد شده كه بيشتر به نظر خواب و خيال مي آيد. ده ها كران چندتايي، جفتي، تكي، مخروطي شكل و دوك مانند؛ يكي از بهترين مناظر طبيعي ايران را مجسم ساخته است. از دهانه‏هاي آتشفشان سهند و ديگر كوه هاي آتشفشاني اطراف، طي هزاران سال، مواد مذاب بيرون مي‏جهيده است. اين گدازه ها در طي قرون متمادي روي هم انباشته و به تدريج بر روي آنها پوسته‏اي از سنگ ایجاد گرديده است. توده ها و گدازه هاي مذاب آتشفشاني به وسيله باد و بوران طي هزاران سال متمادي تغییر شكل داده و به فرم كران در آمده است. به تدريج قسمت هاي كمتر سخت كران ها ريخته و قسمت هاي سخت‏تر باقي مانده و وضعيت كنوني را كه بيشتر به معجزه طبيعي شباهت دارد ايجاد نموده است. باد و باران مفرط به خصوص در كران هاي ناحيه ورودي روستا بيشتر موثر بوده و صدمه زيادي به آنها وارد آورده، در صورتي كه در شرق و انتهاي روستا به خاطر وجود تپه هاي مرتفع كران ها بلندتر و سالم‏تر باقي مانده است.

باغ ملی(تهران)

من که گفتم میون مطالب تهران رو زیر سیبیلی رد کنید

سردر باغ ملی، از بناهای به جا مانده از دوره قاجار می‌باشد که در سال‌های ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۴ توسط جعفرخان کاشانی احداث شده است. این بنادر خیابان سپه سابق (امام خمینی فعلی) واقع است که در ضلع غربی آن وزارت امور خارجه و در ضلع شرقی آن اداره پست زمان رضا شاه پهلوی وجود دارد. سر در باغ ملی و ساختمانهای مجاور آن به دستور مستقیم رضا شاه و توسط جعفر خان کاشانی و کمک آلمانها در زمان پیش از بر افروخته شدن آتش جنگ جهانی دوم در تهران که پایتخت بود ساخته شد. در معماری داخلی آن از تصاویر کوروش و مردمان عهد هخامنشی استفاده شده است.

اینها بدین سبب است که معرفی فرهنک ایرانیان در آن زمان به دلیل اینکه آلمانها و ایرانیان هر دو از نژاد آریایی هستند شدت گرفت. در بالای این سردر پرچم شیر خورشید

از هر دو طرف کشیده شده بود که در زمان جمهوری اسلامی اقدام به پاک کردن نشان شیر خورشید از آنها کردند. اکنون نیز از آن به عنوان بنای تاریخی یاد می‌شود که در آن فیلم هایی مانند مدار صفر درجه که داستانی در زمان عهد رضا خان است ساخته شده است.


در ساختمان آن از كاشي‌كاري و ساير مصالح سردر قديمي استفاده مي‌شود و سردر بزرگ الماسيه را كه در قورخانه ساخته شده بود، براي آن درنظر مي‌گيرند و همچنين نيم تنه فلزي پهلوي اول را كه به دستور سردار اعتماد رئيس كل قورخانه در آنجا ريخته شده بود بر بالاي سردر، در محيطي بيضي شكل قرار مي‌دهند. در سال‌هاي بعد (1307 تا 1312 ه.ش) قسمت غربي ميدان به باغ عمومي تبديل مي‌شود.

 اين باغ بعد از 5 سال جاي خود را به ابنيه دولتي مي‌دهد، اما نام آن براي هميشه بر منطقه و سردر باقي مي‌ماند. بدين ترتيب بعد از سردر باغ ملي، ساختمان شماره 4 وزارت امور خارجه، اداره پست، كاخ شهرباني، موزه ايران باستان، كاخ وزارت امور خارجه، ساختمان شماره 7 وزارت امور خارجه (باشگاه افسران)، مدرسه كودكان بي‌سرپرست، كتابخانه ملي، عمارت ثبت اسناد و املاك، بناي وزارت جنگ سابق و … به مرور بين سال‌هاي 1301 تا 1317 هجري شمسي ساخته مي‌شوند.

 لازم به ذكر است اين منطقه تاريخي بهترين مجتمع معماري جهت بررسي و بازديد ابنيه سبك معماري رضاشاهي مي‌باشد.بعد از انقلاب به‌غير از ساختمان شماره 8 شرقي و غربي وزارت امور خارجه واقع در جنوب عمارت باشگاه افسران سابق، بناي كتابخانه و موزه ملك كه در سال 1376 در جنوب كاخ وزارت امور خارجه ساخته مي‌شود، در سال‌هاي اخير ساختمان اداره مركزي بانك مسكن در شمال عمارت ثبت و پاركينگ وزارت امور خارجه در بر شمالي خيابان سرهنگ سخايي و شرق كوچه هنرستان دختران احداث مي‌گردد.
در حال حاضر اكثر بناهاي قديمي در حال بازسازي و مرمت مي‌باشند، از جمله: اداره پست، كاخ
شهرباني، سردر باغ ملي، اداره ثبت اسناد و املاك، عمارت قزاق‌خانه و ...

آذربایجان شرقی شاه گلی

 دوستان سلام این بار میخوام براتون از تبریز بگم . غیر از تهران که یخورده حالت پارتی بازی داشت!  سعی میکنم جاهای دیدنی ایران رو به ترتیب حروف الفبا شروع کنم.

 (آذربایجان شرقی).(شاه گلي) از گردشگاه هاي زيباي تبريز است كه در جنوب شرقي تبريز بر دامنه تپه اي واقع شده. ايل گلي استخري بزرگ به شكل مربع به مساحت 54 هزار و 675 متر مربع است و در جنوب آن تپه اي وجود دارد كه آنرا از بالا تا پايين، همسطح استخر، پله بندي كرده و نهر آبي از آن به سمت پايين روان است. در مركز استخر، عمارتي به شيوه  سنتي در دو طبقه ساخته شده و اطراف استخر به صورت پارك بسيار زيبا و فرح بخشي درآمده كه يكي از زيباترين جاذبه هاي گردشگري آذربايجان شرقي به شمار مي رود.
آنوبانینی توسعه این محل را در جهت گسترش توریسم منطقه بسیار مهم می داند و از آنجا که همکنون هتل بسیار زیبایی نیز در نزدیکی آن بنا شده است توجه بیشتر به ایل گلی برای جذب روز افزون جهانگردان ضروری است.  بناي نخستين عمارت
ايلگلي (شاه گلی) را به دوره آققويونلوها نسبت مي دهند كه يكبار در زمان صفوي و بار ديگر در زمان قاجار، توسط "قهرمان ميرزا" پسر "عباس ميرزا نايب السلطنه" در ايام حكمراني بر آذربايجان، بازسازي شده است.

 

اگر به تبریز سفر کردید غروب ایل گلی را به هیچ عنوان از دست ندهید. ایل گلی به عنوان یک تفرجگاه زیبای تابستانی همواره می تواند در برنامه سفر و گردش شما باشد.

دیدنی های تهران و حومه

 دیدنی های تهران وحومه(ایران من)

   تنگه واشی یا تنگه ساواشی مکانی با جاذبه‌های گردشگری است که در حدود ۱۵ کیلومتری شمال غربی شهرستان فیروزکوه قرار گرفته و با داشتن آب و هوای مناسب در تابستان‌ها، میزبان جمعیت کثیری از مسافران و گردشگران می‌باشد. شاید یکی از جذابترین بخش‌های سفر به تنگه واشی حرکت در رودخانه‌ای است که در بین یک دره سنگی قرار دارد. با توجه به نزدیکی تنگه واشی به شهر تهران، امکان مسافرت یک روزه به این منطقه وجود دارد و بخصوص در تابستان هزاران نفر از ساکنین استان تهران و دیگر استان‌های اطراف به این منطقه مسافرت می‌کنند. در سال‌های اخیر، بسیاری از موسسه‌های توریستی، اقدام به برگزاری تورهای گوناگونی در این منطقه نموده‌اند که همین امر باعث افزایش شهرت و معروفیت این منطقه شده‌است.

 جغرافیای تنگه

تنگه واشی به طول حدود ۳۰۰ متر و با دیواره‌های صخره‌ای بلند به ارتفاع حدد ۱۰۰ متر محل عبور رودخانه‌ای است که از کوه‌های ساواشی سر چشمه می‌گیرد و از میان دشت می‌گذرد. در فصل تابستان که آب به کمترین میزان خود می‌رسد، عمق آن به حدی است که در برخی نقاط تا زیر زانوی شما را خیس نماید. یکی از مهم ترین جذابیت‌های این تنگه، همین عبور کل مسیر از میان آب است.

برای رفتن به تنگه ساواشی در کیلومتری ۲ جاده فیروزکوه-تهران، پس از ورود به یک جاده فرعی و طی حدود ۹ کیلومتر روستای جلیزجند نمایان می‌گردد. این روستا در حاشیه یک دشت سرسبز با مزارع گندم و سیب زمینی و باغات مختلف بنا شده‌است. بعد از عبور از روستا و طی حدود ۴ کیلومتر در جاده‌ای که میان دشت و در کنار جوی‌های پر از آب زلال، احداث شده، محل پیاده روی تنگه ساوشی شروع می‌شود.

بعد از عبور از تنگه اول و گذر از دشتی زیبا، تنگه دوم قرار گرفته که حدود ۲ کیلومتر با تنگه اولی فاصله دارد. این تنگه هم مانند تنگه اول چشم نواز است و از دیواره‌های سنگی آن در نقاط مختلف چشمه‌های آب زلال و خنک به سمت پایین روان است. در انتهای این تنگه نیز هیاهوی ریزش آب آبشاری زیبا مسافران را به خود می‌خواند تا در زیر آبشار و در هوای گرم تابستانه تنی به آب بزنند.

در تنگه واشی گیاه کمیاب باریچه که مصارف مهم صنعتی و دارویی دارد می‌روید. چیدن باریچه به دلیل کمیابی آن جرم است و پیگرد قانونی دارد.

آثار باستانی

تنگه واشی علاوه بر طبیعت زیبا، دارای آثار باستانی نیز می‌باشد. یکی از سه کتیبه معروف دوره قاجار در این تنگه واقع شده‌است. دو کتبیه دیگر در چشمه علی شهر ری و تونل وانا در جاده هراز واقع شده‌اند. هر سه این کتیبه‌ها به دستور فتعلی شاه قاجار حکاکی شده‌است. فتحعلی شاه که دوران پیش از پادشاهی خویش را در شیراز گذرانده بود، با دیدن نقش برجسته‌های آن دیار، سه نفر به نامهای حجارباشی، نقاش باشی و معمارباشی را مسئول ساخت این سه کتبیه در تهران کرد.

کتیبه واقع در تنگه ساوشی دارای ابعاد شش در هفت متر است که وقایع زمان فتحعلی شاه دور تا دور کتیبه روایت شده‌است. بزرگ‌ترین نقش برجسته این کتیبه‌ها، نقش شکارگاه با تصویر اسب، نیزه و شکارهایش است که در اطراف آن می‌توان عباس میرزا و علی نقی میرزا پسران فتحعلی شاه و همچنین نوادگانش را در حال شکار دید. این کتیبه که حدودا ۱۸۵ ساله‌است به گونه‌ای در دل کوه حک شده که از بارش باران و تابش آفتاب در امان بوده‌است اما صنعت گردشگری به آن آسیب وارد نموده‌است.

تقویم در ایران

 دوستان  به تقویم ایران باستان نگاهی کنید

و بگین ما با این همه سابقه ی تمدن کجاییم؟

ما که از غرب اروپا واعراب جلوتر بودیم کجا جا موندییم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

مطالعه تاريخ ايران باستان و تحقيقات اخير در اين زمينه نشان مي دهد كه انواع تقويم رسمي و محلي از روزگاران پيشين در ايران معمول بود كه از ميان آنها تقويمهاي: فرس قديم (هخامنشي) اوستايي قديم، مجوس و مغان از لحاظ سياسي ومذهبي و اجتماعي معروفيت داشتند.

 
 تقويم هخامنشي:

 

تقويم رايج در اوايل حكومت هخامنشي در ايران، به نام تقويم فرس قديم يا فرس هخامنشي معروف است. متون كتيبه هاي باقيمانده از داريوش بزرگ در كوه بيستون و ساير فرمانهاي سلاطين هخامنشي ما را از تقويم رسمي اين امپراتوري و از چگونگي اصول زمان سنجي در آن روزگاران آگاه مي سازد. متون اين كتيبه ها و محتواي فرمانها بيانگر اين حقيقت اند كه ايرانيان قديم سال را به دوازده ماه تقسيم مي كردند و فصول را مي شناختند.

ماههاي هخامنشي و معاني برخي از آنها عبارتند از:

ادوكن ئيش (هنگام كندن جوي، برابر با فروردين) ; ثور واهر)بهار پر غرور= ارديبهشت تائي گرچي (سير چيدن= خرداد); گرم پد (پاي گرما= تير); درن باجي (برابر با امرداد); كارياشيا (برابر با شهريور); بايگا دئيس (ماه پرستش خدا= مهر); ورگزن (برابر با آبان اثري يادي (ماه پرستش آتش= آذر); آنامك (ماه خداي بي نام= دي) ; ساميا (برابر با بهمن ويخن (برابر با اسفند(.
در اخبار داريم كه داريوش بزرگ دو نفر از منجمان بزرگ و مشهور كلداني به نام نبوريمنو و كيدينوس را جهت اصلاح اين تقويم به ايران دعوت كرد و ايشان با آشنايي به دانش نجوم يك سال شمسي را برابر با 365 روز و 6 ساعت 15 دقيقه و 41 ثانيه قرار دادند و به احتمال زياد سال و ماه ايرانيان را با اصول سال و ماه بابلي تنظيم كردند. اين تقويم كه قديمي ترين نمونه زمان سنجي در ايران است، تا زماني كه تقويم اوستايي در ايران رواج يابد، تقويم رسمي كشور بود. خصوصيات آن به شرح زير است:


.1
آغاز سال:

 در تقويم فرس قديم آغاز سال با آغاز پاييز مقارن و اولين ماه سال با گيادئيس با برگزاري جشن باگايادي توام بود. همچنين از قرار معلوم جشن مهرگان بعد از برقراري تقويم زرتشتي به جاي جشن باگايادي برگزار مي شده است.


.2
مبدا و سرآغاز:

 درخصوص اينكه سرآغاز تقويم فرس قديم از چه زمان و متكي بر چه واقعه اي بود، اطلاع دقيقي در دست نداريم; ولي براساس قرائن مي توان گفت: چون آغاز سلطنت هر پادشاهي، مبدا تاريخي آن زمان محسوب مي شد و در دولت بابل نيز چنين مي كردند، مادها و پارسها كه چيزهاي زيادي از بابل و آشور اخذ و اقتباس كرده بودند، به احتمال زياد اين امر را نيز از آنان گرفتند; همچنان كه متون الواح گلي تخت جمشيد، اين احتمال را مقرون به حقيقت ساخته است.


3
، شمارش ايام:

 در تقويم فرس قديم ، مانند عصر حاضر، روزهاي هر ماه را با شمارش اعداد مشخص مي كردند و هر ماه داراي 30 روز بود و نمونه آن را در كتيبه بيستون مي خوانيم: ... چهارده روز از ماه ويخن گذشته و يا نه روز از گرم پد گذشته بود.


.4
فصل:

 در تقويم فرس قديم ، سال به چهار فصل سه ماهه تقسيم مي شد و به كار بردن كلماتي چون وهار به جاي بهار و وهامين به جاي تابستان و پاتيژ به جاي پاييز كه در زبان پهلوي معمول بود، مبين اين امر است.

 

جشن در ایران باستان

سلام  دوستان 

 پوزش از وقفه ای که در اتمام نیمه ی دوم جشن های ایرانیان افتاد

 

« جشن مهرگان» با اهميت ترين جشنهاي سال است كه از 10 مهر تا 16 مهر ماه را بر اساس آئين اوستا جشن مي‌گيرند. جشن مهرگان روزگاراني به بزرگي و شكوه نوروز برگزار ميشده است. بگونه‌اي كه جهان غرب واژه مهرگان را از زبان پارسي به عاريت گرفته است و هرگاه ميخواهد از جشن ويا فستيوال بزرگي سخن گويد، آنرا مهرجان (مهرگان) مي‌نامد! چون در زبان عرب گاف وجود ندارد جيم جاي آن را گرفته است.
   جشن سده
   سد شب و روز كه به بهار مانده باشد را ايرانيان بعنوان جشن سده جشن ميگيرند. جشن سده جشن پيدايش آتش است كه اين جشن نيز به كهنگي مهرگان و نوروز است. در آئين اوستا، اين جشن سپاسگزاري از نور، آتش و انرژي خورشيد است.
  
جشن يلدا
   جشن يلدا خود افسانه بزرگي دارد. شب نخست زمستان و درازترين شب سال مي باشد كه از فرداي آن روزها بلندتر از پيش ميشود. يلدا كه همان تولد و ميلاد و زايش است. جشن مهر و ميترا بوده است كه اين جشن دراسلام با عنوان « ليله القدر» و در مسيحيت با عنوان «كريسمس» و جشن زايش عيسي ماندگار شده است.
   پيش از آنكه غرب مسيحيت را بپذيرد، آئين ميترا و اوستا همه جارا گرفته بود پس از رسميت يافتن آئين عيسي در اروپا برنامه‌سازان مسيحيت آئين‌ها و جشنهاي اوستايي را گرفته و به آنها رنگ و بوي مسيحي دادند. چون « سيزده بدر» با عنوان عيد پاك و ..
   -شب قدر را نيز تاكنون كمتر كسي توانسته است بطور عقلاني شرح بدند. اما چنانچه از علم نجوم و ستاره شناسي برميآيد « ليله القدر» همان شب يلدا است كه برابر است با 22 دسامبر و آن شبي است كه خورشيد در حركت ظاهري خود از شمال استواي زمين بجانب جنوب آن از نقطه‌‌اي از نقاط تقاطع دايره البروج مي‌گذرد كه آن را اعتدال زمستاني مي‌گويند. در اين شب تقريبا شبانه روز درتمام نقاط جهان با هم برابرند. برخي 22 دسامبر را 23 سپتامبر دانسته اند كه اين اشتباه از نامگزاري غلط ماههاي ميلادي مي آيد…
   - درهنگامه پيدايش اسلام كه پيامبر اسلام از تقويم ثابت رومي استفاده ميكرد 21 رمضان با 22 دسامبر برابر ميشد…
   جشن چهارشنبه سوري
   آخرين چهارشنبه هرسال كه درآئين اوستا « تيرشيد» ناميده ميشود شب سوزاندن كينه‌ها، نامهرباني‌ها، دشمني‌ها و حسادتها در آتش است. شب گشودن بخت جوانان است،شب  سبزي دل و گل گونه‌اي زندگي و حيات انسان است.